تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : شنبه 9 خرداد 1405 - 16:41
کد خبر : 1415

سید وحید موسوی

جنوب لبنان

جنوب لبنان

برای فهم آنچه امروز در جنوب لبنان رخ می‌دهد، باید چند دهه به عقب بازگشت. خاورمیانه بارها نشان داده که تحولات بزرگ، ناگهانی آغاز نمی‌شوند؛ بلکه از دل پیشروی‌های محدود، آتش‌بس‌های شکننده و مذاکرات فرسایشی بیرون می‌آیند.

برای فهم آنچه امروز در جنوب لبنان رخ می‌دهد، باید چند دهه به عقب بازگشت. خاورمیانه بارها نشان داده که تحولات بزرگ، ناگهانی آغاز نمی‌شوند؛ بلکه از دل پیشروی‌های محدود، آتش‌بس‌های شکننده و مذاکرات فرسایشی بیرون می‌آیند.
خط مشهد،در مارس ۱۹۷۸، اسرائیل در عملیاتی موسوم به «عملیات لیتانی» تا رود لیتانی پیشروی کرد. آن زمان نیز تل‌آویو اعلام می‌کرد هدفش صرفاً ایجاد امنیت در مرزهای شمالی است. اما نتیجه، اشغال بخش‌هایی از جنوب لبنان، تخریب گسترده شهرها و روستاها و شکل‌گیری یک منطقه حائل نظامی بود که سال‌ها بعد به یکی از مهم‌ترین نقاط تنش منطقه تبدیل شد. در همان دوره، نبطیه و بسیاری از مناطق شیعه‌نشین جنوب لبنان زیر آتش سنگین قرار گرفتند و بخش عمده جمعیت آن آواره شدند.
چهار سال بعد، در ۶ ژوئن ۱۹۸۲، اسرائیل بار دیگر با عنوان «صلح برای جلیل» وارد لبنان شد. هدف اعلامی، عقب راندن نیروهای فلسطینی تا ۴۰ کیلومتری مرز بود؛ اما عملیات در مدت کوتاهی به قلب لبنان رسید و نیروهای اسرائیلی تا بیروت پیشروی کردند. تجربه ۱۹۸۲ نشان داد که در خاورمیانه، فاصله میان «هدف اعلامی» و «هدف واقعی» گاه صدها کیلومتر است.
در آن مقطع نیز مذاکرات، میانجی‌گری‌ها و رایزنی‌های بین‌المللی جریان داشت؛ اما میدان راه خود را می‌رفت. بسیاری از تحلیلگران بعدها نوشتند که تحولات میدانی سریع‌تر از فرآیندهای دیپلماتیک حرکت می‌کرد و همین مسئله باعث شد واقعیت‌های جدیدی بر زمین شکل بگیرد؛ واقعیت‌هایی که سال‌ها بر معادلات منطقه سایه انداخت.
امروز نیز وقتی خبر عبور نیروهای اسرائیلی از رود لیتانی، افزایش فشار بر مناطق اطراف نبطیه، هشدارهای تخلیه برای شهر صور و گسترش عملیات در جنوب لبنان منتشر می‌شود، طبیعی است که حافظه تاریخی منطقه فعال شود. زیرا رود لیتانی صرفاً یک عارضه جغرافیایی نیست؛ این رود در ادبیات امنیتی اسرائیل و در تاریخ جنگ‌های لبنان، همواره یک خط راهبردی محسوب شده است.
نکته قابل تأمل اینجاست که بسیاری از بحران‌های بزرگ منطقه دقیقاً در زمانی تشدید شدند که افکار عمومی سرگرم مذاکرات سیاسی بود.
در جنگ ۱۹۸۲ لبنان، در اشغال جنوب لبنان تا سال ۲۰۰۰، در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ و حتی در بسیاری از تحولات سوریه و عراق، همواره یک الگوی مشترک دیده می‌شود: دیپلماسی زمان می‌خرد و میدان تلاش می‌کند از این زمان استفاده کند.

در سال ۲۰۰۳ نیز آمریکا همزمان با طرح مباحث دیپلماتیک و ادعاهای مربوط به سلاح‌های کشتار جمعی، پروژه حمله به عراق را پیش برد. بعدها مشخص شد بخشی از آن ادعاها پایه مستحکمی نداشت؛ اما واقعیت میدانی شکل گرفته بود و بغداد سقوط کرده بود. این تجربه تاریخی باعث شده هرگاه مذاکرات طولانی، مبهم و فرسایشی می‌شود، بسیاری از ناظران منطقه نسبت به تحولات موازی در میدان حساس شوند.
البته باید میان «تحلیل» و «قطعیت» تفاوت قائل شد. هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت تمام تحولات جنوب لبنان بخشی از یک طرح بزرگ برای جنگی گسترده‌تر است. اما تاریخ منطقه یک هشدار جدی می‌دهد: هرگاه خطوط تماس در جنوب لبنان تغییر کرده، پیامدهای آن محدود به جنوب لبنان نمانده است.
از عملیات لیتانی ۱۹۷۸ تا اشغال ۱۹۸۲، از منطقه حائل اسرائیل در جنوب لبنان تا جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶، تقریباً تمام بحران‌های بزرگ لبنان ابتدا با تحرکات محدود مرزی آغاز شدند و سپس به پرونده‌ای منطقه‌ای تبدیل شدند.
به همین دلیل، مسئله اصلی امروز فقط چند روستا، یک شهر یا حتی نبطیه نیست. مسئله این است که آیا بار دیگر در حال مشاهده شکل‌گیری یک واقعیت جدید ژئوپلیتیکی هستیم یا خیر؟
پاسخ این سؤال را شاید نه بیانیه‌های سیاسی، بلکه تحولات هفته‌های آینده در میدان مشخص کند. اما تجربه خاورمیانه نشان داده است که بی‌توجهی به نشانه‌های اولیه، معمولاً زمانی جبران می‌شود که دیگر هزینه‌ها بسیار سنگین‌تر شده‌اند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.