تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : چهارشنبه 6 خرداد 1405 - 12:46
کد خبر : 1412

برای وزارت امور خارجه

سید وحید موسوی

مدیریت افکار عمومی؛ سرفصل غایب از اظهارات اخیر

مدیریت افکار عمومی؛ سرفصل غایب از اظهارات اخیر

پاسخ به تهدید ترامپ؛ سکوت راهبردی یا اشتباه محاسباتی در جنگ ادراکی؟
از درس‌های ویتنام (۱۹۷۳) تا جنایات غزه (۲۰۲۵)؛ چرا آمریکا سزاوار «پاسخ کوبنده» است نه «بیتوجهی»؟

پاسخ به تهدید ترامپ؛ سکوت راهبردی یا اشتباه محاسباتی در جنگ ادراکی؟از درس‌های ویتنام (۱۹۷۳) تا جنایات غزه (۲۰۲۵)؛ چرا آمریکا سزاوار «پاسخ کوبنده» است نه «بیتوجهی»؟
خط مشهد_به قلم سید وحید موسوی،دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، طی روزهای اخیر لحن تهدیدآمیز خود علیه ایران را به سطحی بی‌سابقه رسانده و از «گزینه نظامی» و «پیروزی چند روزه» سخن گفته است. در مقابل، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با بیان اینکه «ما کارهای مهمتری داریم»، عملاً واکنش رسمی به این تهدیدات را نادیده گرفته است. اما پرسشی که ذهن بسیاری از تحلیلگران راهبردی را مشغول کرده این است: آیا در شرایطی که دشمن با تمام توان وارد جنگ روانی و روایت‌سازی شده، سکوت یا بیتفاوتی، مصداق «مدیریت بحران» است یا «زمین دادن به دشمن برای ساخت پیروزی خیالی»؟

پاسخ به تهدید دشمن؛ یک وظیفه راهبردی، نه یک حاشیه تشریفاتی

سخنگوی دستگاه دیپلماسی، نماد صدا و تصویر سیاست خارجی کشور در برابر افکار عمومی است. زمانی که یک مقام ارشد آمریکایی آشکارا کشور را تهدید به حمله نظامی می‌کند، وظیفه ذاتی سخنگو اقتضا دارد که پاسخی قاطع، مستدل و کوبنده ارائه دهد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر این اصل تأکید کرده‌اند. ایشان در یکی از سخنرانی‌های اخیر خود فرمودند:

«اگر کسی بخواهد به کشور ما حمله کند، پاسخ قاطع و حتمی خواهد خورد. ایران آغازگر جنگ نیست، اما پایان‌دهنده آن خواهد بود.»

یا در جای دیگر از تفکر ایشان گفته شده است که:

«آمریکایی‌ها بدانند هرگونه اشتباه محاسباتی، پشیمانی‌آور خواهد بود. ما به دنبال جنگ نیستیم، اما از هیچ تهدیدی نمی‌ترسیم.»

بنابراین، پاسخ به تهدید ترامپ نه یک «کار حاشیه‌ای»، بلکه بخشی از خط مقدم بازدارندگی محسوب می‌شود. سکوت در این لحظه حساس، می‌تواند در افکار عمومی اینگونه تفسیر شود که دستگاه دیپلماسی یا توان پاسخ ندارد یا تهدید را جدی نمی‌گیرد  و هر دو تفسیر، خطرناک است.
ابتدا به اخباری که پایگاه  تحلیلی خبری صابرین نیوز در ابتدای خرداد 1405 منتشر کرده خواهیم پرداخت و سپس تاریخچه بی اعتمادی کامل به امریکا را به تحریر خواهیم نشست.
دو قایق سپاه پاسداران در حین انجام ماموریت در خلیج فارس مورد حمله جنگنده‌های دشمن قرار گرفته و چهار نفر از رزمندگان نیروی دریایی سپاه به شهادت رسیدند.
(تایید یا رد کردن این مهم یک تفسیر دارد آن هم قاطع کوبنده بودن پاسخ است)

 ویتنام ۱۹۷۳ تا غزه ۲۰۲۵: پنجاه سال بدعهدی آمریکایی

اگر از سخنگوی وزارت خارجه انتظار می‌رود واکنشی تاریخی و مستند به تهدید ترامپ بدهد، به این دلیل ساده است که ملت ایران نیازی به تکرار تجربه تلخ اعتماد به آمریکا ندارد. مرور تاریخ نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در پنج دهه گذشته، در هیچ تعهدی پایبند نمانده‌اند:

۱۹۷۳؛ توافق صلح پاریس و پایان جنگ ویتنام آمریکا متعهد شد که از دولت جنوب ویتنام حمایت کند، اما تنها دو سال بعد، سایگون سقوط کرد و هزاران نفر جان باختند. وعده‌های آمریکایی در ویتنام به «خیانت راهبردی» تبدیل شد.

۱۹۷۹ تا ۱۹۸۸؛ ایران و جنگ تحمیلی  آمریکا نه تنها بی‌طرف نماند، بلکه با تجهیز صدام، مستقیماً در جنایات علیه ایران مشارکت کرد. از این پس، «عدم اعتماد به آمریکا» در سیاست خارجی ایران به یک اصل تبدیل شد.

۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸؛ برجام و خیانت ترامپ  پس از سالها مذاکره، آمریکا برجام را امضا کرد اما ترامپ در سال ۲۰۱۸ به صورت یکجانبه از آن خارج شد و «تحریم ظالمانه» را بازگرداند. رهبر انقلاب در واکنش به این خیانت فرمودند: «اعتماد به آمریکا اشتباه محاسباتی است.»

۲۰۲۰؛ ترور سردار سلیمانی یک اقدام تروریستی رسمی توسط ارتش آمریکا در خاک عراق. پاسخ موشکی ایران به پایگاه عین الاسد نشان داد که تنها زبان قدرت برای آمریکا قابل درک است. ترامپ در آن لحظه از هرگونه واکنش نظامی فرار کرد.

۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵؛ نسل‌کشی در غزه آمریکا با وتوی قطعنامه‌های آتش‌بس در شورای امنیت، عملاً شریک جنایات رژیم صهیونیستی شد. ده‌ها هزار غیرنظامی فلسطینی به خاک و خون کشیده شدند و آمریکا همچنان از «حق دفاع از خود» برای اشغالگران سخن می‌گوید.

این پنج دهه بدعهدی، یک حقیقت انکارناپذیر را ثابت کرده است: سیاست خارجی آمریکا بر پایه منافع متغیر است، نه تعهدات اخلاقی یا حقوقی. بنابراین، هرگونه مذاکره یا مواجهه با آمریکا  به ویژه با قماربازی مثل ترامپ  باید از موضع قدرت و با لحنی قاطع باشد، نه از سر بیتوجهی و سکوت.

مدیریت افکار عمومی؛ سرفصل غایب از اظهارات اخیر؟

یکی از مهم‌ترین ابزارهای دشمن در «جنگ ترکیبی» امروز، جنگ ادراکی و شناختی است. رهبر معظم انقلاب در این باره صراحتاً هشدار داده‌اند:

«امروز حمله نظامی نیست؛ دشمن با روایت‌سازی، تردیدافکنی و القای ناامیدی کار می‌کند.»

مدیریت افکار عمومی، که بخشی از مدیریت بحران رسانه‌ای است، سه مرحله دارد: قبل از بحران، حین بحران و بعد از بحران. ما هم اکنون در مرحله «قبل از بحران» هستیم؛ یعنی لحظه‌ای که دشمن دارد با تهدیدات لفظی و توئیت‌های آتشین، زمینه‌های روانی حمله را فراهم می‌کند.

اگر در این مرحله، صدای قاطع و مستدلی از سوی سخنگوی دستگاه دیپلماسی شنیده نشود، افکار عمومی به تدریج به سمت «شنیدن صدای دشمن» گرایش پیدا می‌کند. دشمنی که هر روز با تهدید و فحاشی، روایت «ضعف ایران» را می‌سازد. نتیجه: شکست در جنگ ادراکی، زمینه‌ساز شکست در جنگ نظامی خواهد بود. تاریخ نمونه‌های فراوانی از این قاعده دارد؛ از سقوط دولت‌ها در اثر فروپاشی روحیه عمومی تا پیروزی‌های میدانی که پیش از آن، نبرد روایت‌ها را باخته بودند.

بنابراین، انتظار از سخنگوی وزارت خارجه این نیست که وارد حاشیه شود، بلکه انتظار این است که با زبانی رسانه‌ای، مستند و هوشمندانه، هم به تهدید ترامپ پاسخ کوبنده بدهد و هم افکار عمومی را مدیریت کند. این خود بخشی از نبرد است، نه حاشیه‌ای بر آن.

 ترامپ قمارباز ناکام؛ از توئیت تهدید تا فرار از میدان

دونالد ترامپ یک «قمارباز خیابانی» است که هرگز طعم شکست نظامی را نچشیده، اما چندین بار طعم عقب‌نشینی تحقیرآمیز را تجربه کرده است:

· ۲۰۱۹؛ سقوط پهپاد آمریکایی توسط سپاه – ترامپ تا آستانه حمله نظامی پیش رفت، اما در دقایق آخر فرمان را لغو کرد.
· ۲۰۲۰؛ ترور سردار سلیمانی و پاسخ موشکی ایران – بعد از شلیک موشک‌های ایران به پایگاه عین الاسد، ترامپ نه تنها پاسخ نظامی نداد، بلکه سریعاً به دنبال «کاهش تنش» برآمد.

ترامپ خودش بارها گفته که «جنگ با ایران برای آمریکا فاجعه‌بار است». او با تهدیدهای توئیتری به دنبال «ساخت روایت پیروزی» در افکار عمومی آمریکاست، نه آغاز یک جنگ واقعی. بنابراین، پاسخ کوبنده کلامی از سوی سخنگوی ایران، نه تنها تنش را افزایش نمی‌دهد، بلکه توپ را در زمین دشمن خنثی می‌کند و نشان می‌دهد که ایران از هیچ تهدیدی نمی‌ترسد.

رهبر انقلاب در این باره فرموده‌اند:

«ترامپ و امثال ترامپ بدانند ایران قادر به زدن ضربه متقابل است و حتماً خواهد زد. اگر خطایی از آنها سر بزند، پشیمان خواهند شد.»

در پایان برای آرامش هر چه بهتر افکار عمومی و اقتدار پاسخگویی ایران وظیفه سخنگو در شرایط حساس این است.

در شرایط کنونی که آتش‌بس در غزه شکننده است، مذاکرات هسته‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و تهدیدات ترامپ هر روز فضایی ترسناک‌تر می‌سازد، سخنگوی وزارت امور خارجه نمی‌تواند نقش خود را به «بیانیه‌های اداری» تقلیل دهد. افکار عمومی تشنه شنیدن صدای قاطع، مستند و هوشمندانه دیپلماسی ایران است.

پیشنهاد مشخص این است که سخنگو در یک نشست خبری یا گفتگوی رسانه‌ای:

۱. با استناد به پنج دهه بدعهدی آمریکا (از ویتنام تا غزه)، «عدم اعتماد راهبردی» به ترامپ را تبیین کند.
۲. پاسخ به تهدید نظامی را با نقل قول مستقیم از رهبر انقلاب اعلام کند: «هر حمله‌ای با پاسخ قاطع و حتمی مواجه خواهد شد.»
۳. هشدار دهد که هرگونه اشتباه محاسباتی از سوی ترامپ، ممکن است منطقه را به کام آتش بکشاند.
۴. و در نهایت، افکار عمومی را به آرامش و امید دعوت کند؛ نه با سکوت، بلکه با مدیریت فعال جنگ ادراکی.

ترامپ یک قمارباز است. در برابر قمارباز، نه سکوت کارساز است و نه بیتوجهی. پاسخ قاطع و کوبنده اما حساب شده و رسانه‌ای  همان ابزاری است که هم بازدارندگی را تقویت می‌کند و هم روحیه ملی را حفظ می‌نماید.

سید وحید موسوی
خرداد1405

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.